محمد على مجاهدى

113

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

ز آن چشم دوربين چه شود گر نظر كنى * در حال اوحدى كه بر اين آستان گداست او را بس اين قدر كه بگويى ز روى لطف * با جد و با پدر كه : فلانى ، غلام ماست كردم وداع ، اين سخن اينجا گذاشتم * بيگانه را مده سخن من كه آشناست گر تن سفر گزيد ز پيشت ، مگير عيب * دل را نگاه دار كه در خدمتت به پاست « 1 » 5 . ابن يمين فريومدى ( ف 769 ) زندگينامه امير فخر الدين محمود فريومدى معروف و متخلص به « ابن يمين » فرزند يمين الدين طغرايى از شعرا و فضلاى مشهور سده هشتم هجرى است . بنا به نوشتهء مؤلف ريحانة الادب ، زادگاه وى فريومد ، هم نام قريه‌اى است در سبزوار و هم نام قصبه‌اى است در تركستان ، ولى چون در خراسانى بودن ابن يمين ترديدى نيست بنابراين بايد قول اول را در مورد زادگاه وى پذيرفت كه اكنون از توابع جوين به شمار مىرود . ديوان اشعار وى در كشاكش ستيز سربداران ( به سال 743 ه . ق ) و جنگى كه در ميانهء امير وجيه الدين مسعود سربدارى و سلطان معز الدين حسين كرت در خواف روى داده ، از ميان رفته است و علت اين امر ، حضور ابن يمين در كنار سپاه سربداران در اين جنگ بوده است و ابن يمين به ناچار از نو به تدوين ديوان اشعار خود پرداخته و آنچه از سابق به خاطر داشته و نيز بعدا سروده ، در آن گرد آورده است . ابن يمين در ستايش امرا و سلاطين سربدار قصايد شيوايى دارد و نمايانگر آن است كه وى از بن دندان به مديحت آنان پرداخته است ، چرا كه سربداران سرانجام توانستند دست‌كم در منطقهء خود ، سپاه خونخوار مغول را شكست بدهند . از طرفى ديگر سربداران در ترويج مذهب تشيع سعى بليغى از خود نشان مىدادند ، و اين امر به تنهايى قادر بوده است كه نظر ابن يمين‌ها را به ستايش آنان معطوف سازد ، خصوصا آن‌كه وى در دستگاه سربداران داراى عنوان ديوانى بوده و از مستوفيان به شمار مىرفته است . وى سرانجام به سال 769 ه . ق در سنين كهنسالى بدرود حيات مىگويد و در قريهء فريومد در كنار مزار پدرش به خاك سپرده مىشود .

--> ( 1 ) . ديوان كامل اوحدى مراغه‌اى ، ص 34 و 35 .